– وقتی بعلاوه ی خدا باشی، میتونی منهای هر چیزی زندگی کنی …

 

تو میتوانی تمام چیزهایی باشی که رؤیایی در دلت بود . اگر عزم آن کنی که بکوشی. اگر خود را بیشتر باور کنی..

پس همانی باش که می خواستی …

 

قبل از اینکه اخم کنی، کاملا مطمئن شو  که هیچ سوژه ای برای لبخند زدن وجود نداره !!!

 

دستی را بپذیر که بازشدن را بهتر از مشت شدن بلد است …

 

– آن باش که هستی و آن شو که توان بودنت هست… (Be what you are, and become what you are capable of becoming).

 

تمامی روزهایی که گذرانده‌ام، چه خوب و چه بد و هر چه باشند، دیگر تکرار نخواهند شد و این به خودی خود، یعنی:  گذر عمر…

یه وقت هایی لازمه به خودمون بخندیم … (:

– چه میهمانان بی دردسری هستند رفتگان! نه به دستی، ظرفی را آلوده می کنند نه با حرفی، دلی را آزرده! تنها به فاتحه ای قانعند…در این ماه ضیافت، یادی از این عزیزان کنیم، باشد که دیگران نیز ما را از یاد نبرند

آسمان، چشم آبی خداست. نگران همیشه ی من و تو .

وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به تو نشون می ده، تو هزار دلیل برای خندیدن به اون نشون بده !!!

–  اشتباه، کار انسان است. اما در اشتباه ماندن، نه !!

 

زبانت را به گل سرخی تبدیل کن تا عطرآمیز سخن بگوید …

 

– به دریا می اندیشم. تا بهانه ای برای جاری شدن پیدا می کنم… باید بروم . تا دریا راهی نیست، اما……. تا دریا شدن راه بسیار است

 

جهان هرکس به اندازه ی وسعت فکر اوست …

 

– بخواهید تا به شما داده شود. بجویید تا بیابید و در را بزنید تا برویتان باز گردد …

 

ناامیدی، معنی اش خسته شدن از خوشبینی هاست !

 

 خیال است اگر فکر کنی برای رسیدن به موفقیت‌های بزرگ، نیاز به ظرفیت‌ها و استعدادهای آن‌چنانی داری! بیهوده، نداشته‌هایت را مانعی می‌دانی برای رسیدن به آنچه که در دنیای خود، آرزو نامشان گذاشته‌ای !!!

کوله بارم بردوش. سفری می باید. سفری بی همراه، گم شدن تا ته تنهایی محض! سازکم با من گفت: هرکجا لرزیدی، از سفر ترسیدی، تو بگو از ته دل: من خدارا دارم، تا خدارا دارم می گذرد …

– برای آن کس که تو را در آینه می بیند، جواب مناسبی داشته باش …

-دور دنیا در ۸۰ روز . دور خودم، یک عمر …

 

با خودت قرار بگذار که زیباتربن، پرشورترین و با انگیزه ترین فرد جهان را دوست داشته باشی، یعنی خودت را …

 

– به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد. پرسیدم: «چرا می خندی؟». پاسخ داد: «از حماقت تو خنده ام می گیرد»! پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟». گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام». با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!». جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند». پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟». پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز» …

ذهن انسانها، بانک اطلاعاتی بزرگی است که زشت ترینها و زیباترینها در آن جای گرفته اند. و تنها خودمان انتخاب می کنیم که از کدامیک بهره بگیریم… تنها خودمان !

 

– ستاره ها نمی میرند، حتی اگه تیره ترین شبها از راه برسه، حتی اگه تو خواب باشی و اون ها رو نبینی، حتی اگه فرسنگها از اون ها فاصله داشته باشی. ستاره ها همیشه زنده اند و میتابند. چه روز و چه شب. امید داشته باش ….

 

– وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند، پرهایش سفید میماند، ولی قلبش سیاه میشود !

 

– همیشه آنقدر ساده نرو و مگذر. لااقل نگاهی به پشت سرت کن…! شاید کسی در پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند! و تو… هیچ وقت او را ندیده ای !!!

 

– در نبرد بین روزهای سخت و انسانهای سخت ، این انسانهای سخت هستند که می مانند , نه روزهای سخت !!!

 

– به طور معمول فرد موفق، کسی را میدانند که خیلی بیشتر از آنچه به همنوعان خود میدهد از آنان بگیرد. با این حال، ارزش هرکس را باید بر اساس آنچه می دهد تعیین کنیم ، نه بر اساس آنچه می گیرد. ” آلبرت انیشتین”

زندگی کوتاه تر از آن است که نادیده گرفته شود. قدرش را به درستی بدانیم…

همیشه فکر کن توی دنیای شیشه ای زندگی میکنی. پس سعی کن به طرفه کسی سنگ پرتاب نکنی، چون اولین چیزی که میشکنه دنیای خودته!!!

–  بیا تا عادت نکنیم عادت نکنیم به هیچ چیز جز دو چیز: امیدواری و تلاش… همیشه عادت کن امیدوار باشی به تلاشی که می کنی. همیشه عادت کن که تلاش کنی تا امیدوار بمونی. عادت کن که تلاش کنی توی این دنیا تا تلاش نکنی تو اون دنیا… عادت کن امیدوار باشی به خدا تا خدا امیدوارت کنه در اون دنیا! عادت کن تلاش کنی تا دوستت رابه تلاش وا داری. عادت کن همیشه امیدت به امیدواری دوستت باشد …

اگر گناه وزن داشت ، هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد تو از کوله بار سنگین خویش ناله میکردی و شاید من، کمر شکسته ترین بودم ……..

– آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ، ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است ! زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند !

– چقدر زیبا بود اگر هنگام تنها یی ، سری به دادگاه دلمان می زدیم… و همیشه دیگران را محکوم به حبس ابد نمی کردیم!  چقدر زیبا بود وقتی یتیمی می دیدیم، گرد یتیمی از چهره اش می زودودیم ! و دستی به مهربانی بر سر و رویش می کشیدیم …. چقدر زیبا بود اگر می دانستیم چرا شقایق ها می میرند و چقدر زیبا بود اگر می فهمیدیم چرا زندگی زیباست…

– خدایا : من گمشده ی دریای متلاطم روزگارم و تو بزرگواری . پس ای خدا! هیچ  می دانی که بزرگوار آن است که گمشده ای را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج یاری تو ، رحمت تو ، توجه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهربانی تو ، و در یک کلام … محتاج توام!

– اگر کسی تو را آن طور که می خواهی دوست ندارد ، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد !!!

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند

– هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران !!!

– زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری …

– تا ریشه در آب است امید ثمری هست …

–  تا آمادگی خطر کردن را نداشته باشی، طعم سعادت را نمی چشی. خطر کن! زیرا زندگی شیوه دیگری را نمی شناسد : زندگی را شجاعانه باید زیست. شجاعت بر ترین فضیلت است، احساس خوشبختی تابعی است از شجاعت …

عشق به خدا ،عشق به همه ی زیبایی هاست …

– نه تو می مانی ، نه اندوه و نه ، هیچ یک از مردم این آبادی!  به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی  که گذشت، غصه هم  خواهد رفت… آنچنانی که فقط ، خاطره ای خواهد ماند . لحظه ها عریانند. به تن لحظه ی خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز !

– تو به آئینه ، نه آئینه  به تو خیره شده ست. تو اگر خنده کنی ، او به تو خواهد خندید و اگر بغض کنی ، آه از آئینه ی دنیا ، که چه ها خواهد کرد!!! گنجه ی دیروزت  پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف… بسته های فردا ، همه ای کاش ، ای کاش ظرف این لحظه ، ولیکن خالیست… ساحت سینه ، پذیرای چه کس خواهد بود ؟ غم که از راه رسید ، در این سینه ، بر او باز مکن. تا خدا ، یک رگ گردن باقیست . تا خدا مانده ، به غم وعده ی این خانه مده …

خوب زندگی کردن ، امروز هر دیروزی را به رویایی از خوشبختی و هر فردایی را به چشم اندازی از امید مبدل می کند …